از برگزاری"یورو ویژن" تا "رژه همجنس بازان"

به گزارش رادیودیروز، در حالیکه تنها دو سند از 100 سند ایران علیه امریکا و غرب افشا شده است و هنوز 98 سند دیگر از جنایات و دروغگوییهای غربیها باقی مانده است اقدامات شتابزده و سراسیمه ی رسانه های خارجی که عمدتا وابسته به ایالات متحده امریکا هستند نشان از اوج هراس و وحشت آنها دارد.
در همین راستا رادیو فردا هم در گزارشی به این مسئله پرداخت و با هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به گفتگو نشست.جالب است که در گزارش رادیوفردا چنین عنوان شده " شورای حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به مواردی نظیر آمار بالای اعدام، شکنجه و آزار زندانیان، نقض حقوق اقلیتهای دینی و قومیتی، زنان و همچنین همجنسگرایان، نسبت به کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده است."
البته قائمی برای داغ تر کردن موضوع گفته است "ایران در سطح بین الملل به لحاظ حقوق بشر در بدترین وضعیت قرار دارد و حتی از کشورهای کره ی شمالی و برمه هم بدتر است!"

به گزارش عماریون وبلاگ آفاق ظهور در آخرین مطلب خود آورده است:
روزهای فتنه 88 روزهای خوبی بود. یادم می آید آن روزها برخورد پلیس ایران با اغتشاشگران چنان پیراهن عثمانی شده بود و بر سر نیزه خودنمایی می کرد که گویا رسانه های بیگانه هیچ کاری به جز انعکاس اخبار ایران نداشتند.
همه چیز شد بود ایران ،همه شده بودن دلسوز ،شاید اگر آن روز اتفاقات امروز وال استریت را پیش بینی می کردند کمی سیاستمدارانه تر با اغتشاشات ایران برخورد می کردند.
اما روزها از پی هم گذشت و با پوکیدن جنبش مرده سبز آرام آرام موج بیداری اسلامی در کشورهای آفریقایی و اسلامی به راه افتاد.
پیش بینی مقام معظم رهبری را در نگاه اول خیلی از دشمنان نظام به سخره گرفتند اما خنده بر روی لبان شان طولی نکشید که موج بیداری برساحل دنیا نشست .
وال استریت هم که یکی از همان چشمه ی چوشان بیداری ها بود . شاید بشود گفت :وال استریت اولین پرده از سریال پیش بینی رهبر انقلاب اسلامی ایران بود.
آمریکا که خود را مدعی انتشار دموکراسی در جهان می داند امروز به مانند یابو در گِل نشسته است و نه تنها دست و پا زدن برای خروج از بحران دردی را دوا نکرده است بلکه هر روز بیشتر و بیشتر در لجنزار کاخ سفید فرو می رود.
نکته جالب توجه در سرکوب معترضین در وال استریت برخورد نامناسب پلیس با معترضین است. همان کسانی که نظام ایران را به مقابله نادرست با معترضان متهم می کردند؛ امروز انگشت اتهام وحشی گری در دنیا به سوی خودشان است. کسانی که بر تریبون سازمان ملل فریاد حمایت از حقوق بشر سر می دهند، امروز آشکارا نقض حقوق بشر می کنند.
حرف در این باره زیاد رانده شده و تماما ًیاسین در گوش آن
حیوان زحمتکش خواندن است. البته امیدوارم جناب «خر» بر روی پل صراط راه را بر سر
ما نبندد و بدلیل بکار بردن این تشبیه ما را عفو نماید!
به گزارش عماریون وبلاگ هارس در آخرین مطلب خود آورده است:

عضو متواری حلقه کیان که به واسطه قلم زدن باب میل سازمان سیا روزگار می گذراند، می گوید کیهان، اعضای جریان های ضدانقلاب را با برچسب زدن تحقیر و کوچک می کند.
مجید محمدی با استناد به مطالب ستون اخبار ویژه کیهان مدعی شد: متون کیفرخواست بازداشت شدگان یا از روی بخش اخبار ویژه کیهان نسخه برداری می شوند یا نویسندگان کیهان آنها را می نویسند(؟!)
وی همچنین در سایت رادیو فردا نوشته است: خط دیگر تبلیغاتی، معرفی اپوزیسیون به عنوان نفوذی و خبرچین های نظام و ماموران وزارت اطلاعات است. بسیاری از مخالفان مدحی 2 نام گرفته اند. چهره های شناخته شده در رسانه های فارسی زبان (تلویزیون فارسی بی بی سی و صدای آمریکا) و فعالان احزاب سیاسی اصلاح طلب که در طی دو سال گذشته به خارج مهاجرت کرده اند بیش از همه مورد این گونه اتهامات قرار گرفته اند (برنامه صدای آمریکا را کیهان می نویسد، کیهان 20 مهر 1390). به عنوان نمونه احمد باطبی متهم می شود «به لو دادن برخی از اعضای اپوزیسیون در تماس با ایران» (کیهان، 27مهر 1390) یا مجتبی واحدی و اردشیر امیرارجمند به عنوان نفوذی جمهوری اسلامی مطرح می شوند. (باور کنید من نفوذی نیستم، کیهان 13تیر 1390)
عضو سابق حلقه کیان البته ترجیح داده به دلایل کاملا روشن توضیح ندهد که تمام اخبار مورد استناد وی در کیهان، عینا از قول رسانه ها و محافل و فعالان ضدانقلاب نقل شده و این اعضای اپوزیسیون هستند که از برخی افراد مشخص به عنوان مدحی شماره 2 و 3 و نفوذی و کلاهبردار و شارلاتان و بندباز و عیاش و... نام می برند و کیهان اغلب مجبور است برای حفظ اخلاق و عفت عمومی، بسیاری از این نوشته ها را پاستوریزه یا سانسور کند!
اما درباره لفظ «مزدور» باید یادآور شد که همین فرد چند ماه پیش با انتشار مقاله ای مبتذل، سعی کرد از جاسوسی و قلم زنی به نفع آمریکا و برخی دولت های غربی قبح زدایی کند. او تصریح کرده بود فروش اطلاعات و گرفتن پول از دولت های خارجی امری شرافتمندانه است که جریان های محبوب اپوزیسیون باید به آن تن دهند. بنابراین اگر هم در میان مخالفان کسی باید غیرتی شود و از تعابیر مزدور و خائن بر سر غیرت آید، قطعا آن فرد، مستخدم دون پایه و خودفروخته سازمان سیا نیست. (به قول معروف شما مشغول کار خودت باش و «آ»بت را بخور).
اخبار موثق از داخل رادیو فردا حاکی از آن است که مدیریت آمریکایی این رادیو-سایت چندین بار به صرافت افتاده تا عذر نامبرده را به اعتبار هزینه هایی که برای فتنه سبز به ارمغان آورده و باعث رو شدن دست فتنه گران در حوزه ضدیت با اسلام و انقلاب شده، بخواهد. محمدی در اوج فتنه 88 نوشته بود که اصل مشکل جنبش سبز با اسلام است و نه جمهوری اسلامی یا قانون اساسی و ولایت فقیه.
برخی اصلاح طلبان (منافقین نقابدار) به همین دلیل به محمدی مشکوکند و معتقدند او با تحرکات و مواضع خود، علنا همان کاری را می کند که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی درصدد اثبات آن است و آن، دشمنی فتنه گران با اصل دین اسلام است. با این حال کیهان که بارها از روشنگری!های نامبرده در ستون اخبار ویژه استفاده کرده، تاکید می کند که وی صرفا از سر ابوجهل بازی، به این افتضاحات دامن می زند و مزدور دوجانبه و از این حرف ها نیست
برهان؛ عموماً تصور میشود که سیاست سد نفوذ صرفاً برای یک بار در سیاست خارجی آمریکا مورد استفاده قرار گرفته شده است و آن هم زمانی بود که «جرج کنان» سفیر آمریکا در شوروی در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، پیشنهاد محاصرهی شوروی از راه شکل دادن به زنجیرهای از اتحادهای نظامی- امنیتی با کشورهای مجاور دور و نزدیک شوروی را داد. این پیشنهاد، عملی شد و ایالات متحده از راه اتحادهایی نظیر «ناتو، سنتو و سیتو» توانست اطراف شوروی را با مجموعهای از اتحادها بپوشاند. نکتهای که در این میان دارای اهمیت است، این است که با فروپاشی شوروی الزاماً عمر سیاست سد نفوذ به پایان نرسید. پس از فروپاشی شوروی و در دههی90 میلادی، ایالات متحده از سیاست سد نفوذ برای مهار و کنترل آن دسته از بازیگرانی استفاده کرد که آنها را رقیب بالقوه و مخالف خود میدانست.
وی همچنین در مصاحبه با خبرگزاریهای محلی از جهتگیری جدید استراتژی امنیت ملی آمریکا نسبت به آسیا و پاسفیک پرده برداشت و آن را تصمیم استراتژیک امنیت ملی خود دانست. تنها قدرتی که در این منطقه در آینده هژمونی آمریکا را به چالش خواهد کشید، چین است. اولین گام در گسترش دسترسی نظامی ایالات متحده در آسیای جنوب شرقی را میتوان در اعزام تفنگداران ایالات متحده و نیز کشتیهای نیروی دریایی این کشور و همچنین استقرار هواپیماهای نظامی در شمال استرالیا در سال 2012م. را دید. به کارگیری یک گروه ضربت متشکل از 2500 نظامی ایالات متحده تا سال 2016م. در استرالیا، در مقایسه با 28500 سرباز کره جنوبی و 40178 سرباز در ژاپن، بسیار کوچک است.[1] اما حضور نظامی در فاصلهی کوتاه 500 مایلی (820 کیلومتر) از اندونزی، این امکان را به ایالات متحده میدهد که به سرعت به آسیای جنوب شرقی و اقیانوس هند برسد.
آغاز جنگ سرد و رقابتهای ناشی از آن تمایل ایالات متحده را برای برقراری و تداوم اتحادهای سیاسی و نظامی با کشورهای دیگر و از جمله کشورهای شرق آسیا بیشتر نمود، زیرا ایالات متحده در یک رقابت مستقیم با شوروی قرار گرفته بود و هر یک از این دو کشور تلاش میکردند که با یارگیری از میان دیگر دولتها بر وزن خود و بلوکشان بیفزایند.
یکی از مناطقی که آمریکا سیاست برقراری اتحادهای سیاسی و نظامی در آن را دنبال میکند، منطقهی آسیا- پاسفیک است. پس از جنگ جهانی دوم و سقوط حکومت ژاپن، ایالات متحده نظام سیاسی جدیدی در این کشور به وجود آورد و با برقراری اتحاد سیاسی و نظامی با آن، ژاپن را جزو متحدین خود قرار داد. ایالات متحده در ژاپن پایگاههای نظامی ایجاد کرد و آن را نشانهای از همکاری نظامی میان آمریکا و ژاپن دانست. از طرفی، ایالات متحده به وسیلهی این حضور نظامی به دنبال آن بود تا بتواند ژاپن را در کنترل خود نگه دارد و بار دیگر به این کشور اجازه ندهد که از راه تقویت توان نظامی خود، به یک چالش اساسی تبدیل شود. ایالات متحده، همین سیاست را در رابطه با آلمان نیز دنبال کرد.