ولی الله الاعظم، پیامبر اکرم (ص ) چه می گفت؟
چهل حدیث منتخب از امام حسن مجتبی (ع)
رازی که پیامبر در گوش علی گفت
سر پیامبر در دامان علی علیهماالسلام
رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) تسلیت باد
ماجرای غم انگیز شهادت و تدفین امام مجتبی علیه السلام
پای درس رسول خداصلی الله علیه و آله
انكار ثواب گريه
مرحوم علامه بزرگوار و عالم جليل القدر شيعه محدث اهلبيت عصمت و طهارت عليهم
السلام زنده كننده اسلام مرحوم علامه مجلسي رضوان اللّه تعالي عليه از بعضي از اهل
وثوق از سيد علي حسيني رحمة اللّه عليه نقل فرمود:
من مجاور برقبرمولايم آقا علي بن موسي الرضا ع بودم ، چون روز عاشورا شد مردي از
دوستان ما، كتاب مقتل آقا امام حسين ع را شروع كرد به خواندن تا به اين روايت رسيد
كه حضرت باقر ع فرمود:
هركس در مصائب آقا سيد الشهداء اباعبداللّه الحسين ع از چشمهايش باندازه پرپشه اي
اشك ريزد حق تعالي گناهان او را مي آمرزد، اگر چه بقدر كف درياباشد.

در آن مجلس مرد جاهلي كه مدعي علم بود حاضر بود و بعقل ناقص خود اعتقاد تمام داشت
گفت گمان نكنم اين حديث صحيح باشد، زيرا چطوري مي شود كه گريه كردن بر آن حضرت
اينقدر ثواب داشته باشد؟ ما با او به بحث و مجادله زيادي پرداختيم ولي او دست از
ضلالت خود برنداشت و برخواست رفت چون صبح شد يك وقت ديدم او با يك اضطراب و حالتي
آمد و نزد ما نشست و از ما معذرت خواست و از گفته هاي ديروز خود نادم وپشيمان بود
علت را سؤ ال كرديم گفت وقتي از شما جدا شدم و شب شد به بستر رفته و خوابيدم
درعالم خواب ديدم قيامت برپاشده ، و همه مردم را در يك صحرا جمع كرده اند و
ترازوهاي اعمال را آويخته اند و صراط را بروي جهنم كشيده اند و ديوانهاي عمل را
گشوده اند و آتش جهنم را افروخته اند و قصرهاي بهشت را بجلوه در آورده اند در آن
وقت تشنگي شديدي بر من غالب شد چون نظر كردم بطرف راست خود ديدم حوض كوثر است و
برلب حوض دومرد و يك زن مجلله ايستاده اند كه نور جمال ايشان صحراي محشر را روشن
كرده و لباس هاي سياه پوشيده اند و ميگريند، از مردي كه نزديكم بود، پرسيدم اينها
كيستند كه كنار حوض كوثر ايستاده اند؟ گفت : آقا رسول اكرم ص و آقا اميرالمؤ منين
علي ع و آن زن مجلله فاطمه زهرا سلام اللّه عليها است گفتم چرا لباسهاي مشكي و
سياه پوشيده اند و ميگريند؟
گفت مگر نمي داني كه امروز روز عاشورا است و روز شهادت آقا سيد الشهداء ابا عبداللّه الحسين ع است ؟ من جلو رفتم وقتي نزديك حضرت بي بي عالم فاطمه زهرا سلام اللّه عليها شدم ، گفتم اي بي بي جان اي دختر رسول اللّه تشنه ام ، آن حضرت از روي غضب بمن نظر كرد
و فرمود: تو آنكس نيستي كه فضيلت گريه كردن بر مصيبت فرزند دلبندم نورعين و ديده و چشم من شهيد مظلوم حضرت اباعبداللّه الحسين ع را انكار كردي ؟
از وحشت از خواب بيدار شدم واز گفته خود پشيمان شدم و حالا از شما معذرت ميخواهم و از تقصيرم بگذريد. (1)
پاورقي
1- زندگاني عشق ، 199
برکات حرم امام حسین علیه السلام
آثار و بركات مرقد شريف و حرم مطهر سيدالشهدا (ع) عبارتند از:
1-
مرقد
حسينى ، نيروبخش است
با ذكر اجمالى تحولاتى كه در عمارت مرقد مطهر امام حسين (ع) صورت گرفته است به
خوبى معلوم مىگردد كه زيارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بنى عباس تأثير مهمى
داشته است ، و به همين دليل بود كه عباسيان قبر آن امام را دشمن خود مىدانستند و
به ويرانى آن دست مىزدند ، زيرا اين قبر شريف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان
تبديل شده بود.
مشاهده مزار و مرقد شهيدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار ، حالت
بيننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، كه چگونه
عدهاى قليل در مقابل جمعى كثير و سپاهى مجهز و مهيا تن به مرگ داده و روى عقيده و
ايمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرين قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند.

2- محل نزول فرشتگان الهى
امام صادق (ع) فرمود: «ما بين قبر حسين (ع) تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى
است ». (1)
و نيز فرمود: «قبر حسين بن على (ع) بيست ذراع در بيست ذراع است . آن باغى از
باغهاى بهشت ، و محل عروج فرشتگان به آسمان مىباشد هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسلى
نيست جز آنكه از خدا مىخواهد كه او را زيارت كند پس گروهى فرود مىآيند و گروهى
بالا مىروند» (2).
3- نماز قبول مىشود
اگر انسان زائر ، حق امام را شناخته و با معرفت و ولايت او در كنار قبر مطهرش نماز گذارد ، مورد قبول حق تعالى قرار مىگيرد . چنانكه امام صادق (ع) در شأن و مقام كسى كه به مرقد و بارگاه شريف حضرت مشرف شده و نماز بخواند ، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مىدهد» (3)
4- تمام خواندن نماز
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: «نماز در چهار مكان تمام خوانده مىشود (يعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بيشتر باشد اما شكسته نمىشود) : 1- مسجد الحرام (مكه) ، 2- مسجد الرسول (مدينه)، 3- مسجد كوفه، 4- حرم امام حسين (ع) » (4)
و نيز روايت شده كه «ابن شبل» از امام صادق (ع) پرسيد: آيا قبر امام حسين (ع) را زيارت كنم ؟ فرمود: پاك و خوب زيارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان . پرسيد نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد : بعضى از اصحاب و شيعيان شكسته مىخوانند؟ فرمود: اينان دو چندان عمل مىكنند » (5)
لذا چنانكه در رسالههاى عمليه نيز آمده است ، در حرم امام حسين (ع) مىتوان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد.
5- اجابت دعا و برآورده شدن حاجت
خداوند سبحان در ازاى ايثار و فداكارى سيدالشهدا (ع) و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شريفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسين (ع) نماز بخواند ، از خداوند چيزى رإ؛88ّّ مسئلت نكند جز اينكه به او عطا شود» . (6)
و نيز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسين (ع) امامت را در ذريه آن حضرت ، شفا را در تربتش ، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده ، و ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمىشود» . (7)
پى نوشتها:
1- منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 195
2- منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 252
3- وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 549
4- كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 248
5- كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 123
6- امالى شيخ طوسى , ص 317
7- امالى شيخ طوسى , ص 319چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟
چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:
اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.
دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.
سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.
چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.
برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.
برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.
دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :
1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.
2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)
3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.
چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.
مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.
زیارت عاشورا در نگاه مردان آسمانی

اما در مقابل اين بهترينها, بدتريـن هايى نيز وجود داشت. اول آن كه كسانـى حضـرت
امام حسيـن(ع) و يارانـش را به شهادت رساندنـد بدترين مردم بـودند. دوم آنكه
بدتريـن ظلمها را بر آن حضرت روا داشتند به گونه اى كه به نحـوى دلخراش و جانسوز
امام حسيـن(ع) و يارانش را به شهادت رساندند. بديـن گونه بود كه عاشورا جاودانه شد
و خـداوند اجر ايـن همه جانفشانـى و مظلـوميت را چه زيبا در ايـن دنيا به آن حضـرت
عطـا نمـود, چنـان كه به امـام حسيـن(ع) كرامات بسيار بخشيد و در محبت و زيارت و
تربت آن بزرگـوار فارغ از عطاى اخروى, كرامت دنيوى بخشيد. در ترنـم باران معرفت
چنيـن رسيده است:
امام صادق(ع) فرمود: (مـن زارالحسيـن فى يوم عاشـورا و جبت اله الجنه)(1) كسـى كه
در روز عاشـورا امام حسيـن(ع) را زيارت كنـد بهشت بر او واجب مى شود.
و امام رضـا(ع) فـرمـود: (فان البكاء عليه (الحسيـن) يحط ذنـوب العظام)(2) همانا
گـريستـن بـر امـام حسيـن(ع) گنـاهان بزرگ را نابود مى كند.
و امام صـادق(ع) فـرمـود: (مـن زار قبـر اءبـى عبـدالله(ع) يـوم عاشـورا, عارفا
بحقه كان كمـن زار الله تعالى فى عرشه)(3) كسـى كه روز عاشورا قبر امام حسيـن(ع)
را زيارت نمايد در حالى كه حق او را بشناسـد همانند آن است كه خـداى را در عرش او
زيارت كرده است.
آيت الله العظمى اراكى:
يكى از ملازمان ايشان نقل نموده كه برنامه معظم له ايـن بـود كه هر روز بالاى بام مـى رفتند و به حالت ايستاده به خـوانـدن زيارت عاشورا مـى پرداختند و صد لعن و صـد صلـوات كه در زيارت عاشـورا وارد شده است مقيد بـودند بطـور كامل قرائت كنند و ايـن برنامه ايشان به هميـن نحـو يعنى بالاى بام و رو به قبله حتى در روزهاى برفى و سرد هم بدون كـم و كاست ادامه داشت تا موقعى كه توانايى جسمى داشتند.(4)
شيخ مرتضى نواده شيخ انصارى:
در
شرح حال ايشان آورده اند كه از جمله عادات او خـوانـدن زيارت عاشورا بـوده كه در
هر روز دو بار, صبح و عصر آن را مى خـواندند و بر آن بسيار مواظب بـودند, بعد از
وفاتـش كسى او را در خـواب ديد و از او احوالش را پرسيد.
در جـواب سه مـرتبه فـرمـود: عاشـورا, عاشـورا, عاشــورا.(5)
آيت
الله ميـرزا ابـوالقـاسـم محمـدى گلپـايگـانى:
فـرزند
ايشان در شـرح احـوال ايشان نقل نمـودنـد كه وى در تمام زندگى پشت بام مى رفتند و
حضرت امام حسيـن(ع) را زيارت مى نمودند و گاهى در حالـى كه برف زيادى روى پشت بام
بـود, ايشان مى رفت و حضرت را زيارت مى نمود و جالب آن كه نام همه فرزندان ذكور
خويـش را حسين گذاشت.(6)
آيت الله سيـد زيـن الـديـن طبـاطبـايــى:
روزى
ايشـان از وصف كـربلا و روز عاشـورا بـراى دوستـان تعريف مـى كـردنـد و همچنيـن در
اهميت زيـارت عاشـورا گفتند:
شبـى در حجـره مشغول زيارت عاشـورا بـودم,درسجـده شكر زيارت حالـم منقلب شـدو
كـربلا با آن صحنه هاى روز عاشـوراو امام حسيـن(ع) را ديدم و غش كردم.(7)
آقا نجفى قوچانى:
ايشان
در ضمـن خاطرات خـود مـى گـويد: روزى بنا گذاشتـم چهل روز زيارت عاشورا روى بام
مسجد شاه (اصفهان) بخـوانـم و سه حاجت در نظر داشتـم, يكى قرض پدرم ادا شـود و
يكـى مغفرت و ديگرى علمـم زياد شـود و درجه اجتهاد, پيـش از ظهر شـروع كـردم و
هنـوز ظهر نشده تمام مى شـد, از اول تا به آخر دو ساعت طـول مـى كشيـد, چهل روز
تمام شد. يك ماه نگذشت كه پدرم نوشته بـود كه قرض مرا موسى بـن جعفر(ع) ادا كرده,
مـن به او نـوشتـم بلكه سيـدالشهداء ادا كرد. (وكلهم نور واحد) چـون قـوى دل شده
در ماه محرم و صفر جهت مطلبـى كه در نظرم اهـم مطالب بـود, چهل روز زيارت عاشـورا
روى بام مسجد خـواندم, با اهتمام تمام و كمال احتياط, به ايـن معنى كه در آن دو
سـاعت همه را رو به قبله, سـر پـا در مقابل آفتـاب ايستاده بودم تا تمام مى شد.
چهل روز ختـم مـا تمـام شـد, بعد از آن خـوابـى ديــدم كه مطلب برآورده شده
است.(8)
پی نوشت ها :
1 ـ وسـائل الشيعه, ج 14, ص 476, ح 19637.
2 ـ همان, ص 504, ح 19697.
3 ـ همان, ص 476, ح 19636.
4 ـ به نقل از يكـى از ملازمـان ايشـان.
5 ـ مردان علـم در ميدان عمل, سيـد نعمت الله حسينـى, انتشارات سيدالشهداء, ج 2, ص
376.
6 ـ به نقل از حجه الاسلام و المسلميـن حـاج آقاى غلامحسيـن محمـدى گلپايگانى.
7 ـ بـرنامه سلـوك در نامه هاى سالكان, علـى شيروانـى, انتشارات دارالفكر, 1376, ص
233.
8 ـ سيمـاى فـرزانگـان, رضـا مختارى, ص 201.
زیارت عاشورا و زیباترین معارف عاشورا
یکی از غنیترین منابع شناخت و معرفت، دعاها و زیارتنامههاست که معصومان علیهمالسلام بیان کردهاند، این دعاها و زیارتنامهها نه مثل قرآن است که در حکم قانون اساسی و بیان کلیّات باشد و نه همچون سایر روایات، محدود به فهم و درک مخاطب میباشد، بلکه جملاتی دلنشین است که معصومان ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ در خلوتخانه سِرّشان با خداوند سخن گفتهاند. آنان بلندترین معارف را در زیباترین الفاظ و رساترین جملات بیان فرمودهاند.

علامه حسنزاده آملی ـ دام عزه ـ در این باره نوشته است:
«ادعیّه مأثوره هر یک مقامی از مقامات انشایی و علمی ائمه دین است، لطایفِ شوقی و
عرفانی و مقامات ذوقی و شهودی که در ادعیّه نهفتهاند و از آنها مستفاد میشوند،
در روایات وجود ندارند و دیده نمیشوند؛ زیرا در روایات مخاطب مردماند و با آنان
محاورت داشتهاند و به فراخور عقل و فهم و ادراک و معرفت آنان با آنان تکلم
میکردند و سخن میگفتند نه به کُنه عقل خودشان هر چه را که گفتنی بود، فی الکافی
عن الصادق علیهالسلام : "ما کَلَّم رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآلهوسلم
الْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ"(1) و در روایت دیگر نیز قال رسول اللّه
صلیاللهعلیهوآلهوسلم : "اِنّا مَعاشِرَ الأَنْبِیاءِ أُمِرنا أَنْ
نُکَلِّمَ النّاسَ عَلی قَدْرِ عُقُولِهِمْ"(2) امّا در ادعیه و مناجاتها با
جمال و جلال و حسنِ مطلقِ و محبوب ومعشوق حقیقی به راز و نیاز بودند، لذا آنچه در
نهانخانه سِرّ و نگارخانه عشق و بیت المعمورِ ادب داشتند به زبان آوردند و به کنه
عقل خودشان مناجات و دعا داشتند.»(3)
زیارت عاشورا، دربردارنده زیباترین معارف عاشورایی است که کمتر زیارتنامهای این ویژگی را داراست؛ چه این که زیارت عاشورا به اعتقاد محققان و محدّثان، حدیث قدسی(4) است. مرحوم محدث قمی قدسسره در این باره نوشته است:
«شیخ ما ثقة الاسلام نوری قدسسره
فرموده است: اما زیارت عاشورا، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست
که به ظاهر از انشا و املای معصومی علیهمالسلام باشد، هر چند از قلوب مطهر ایشان
چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن جا رسد بیرون نیاید. بلکه از سنخ احادیث قدسیه
است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت ـ جلّت عظمته ـ
به جبرییل امین و از او به خاتم النبیین صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسیده و به حسب
تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادی
بینظیر است.»(5)
از جهتی محوریت زیارت عاشورا کمکی است هر چند ناچیز به بالا بردن فرهنگ عاشورایی که بحمداللّه در جامعه دینی انس خاصی با این زیارت شریف به وجود آمده است و هر کوی و برزن به حلقه عشقِ زیارت عاشورا و بزم انس با شهدا و سالار شهیدان ابا عبداللّه الحسین علیهالسلام تبدیل شده و در خودِ زیارت عاشورا، معرفت عاشورایی و حسینی به عنوان یکی از الطاف و کرامتهای الهی معرفی شده است.(6)
پی نوشتها :1- اصول کافی، ج 1، ص 23، ح 15، هیچ گاه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم با کسی با کُنه عقلش سخن نگفت.
2- همان؛ سفینة البحار، ج 2، ص 214، ماده عقل. ما پیامبران مأموریم با مردم، در حدّ فهمشان سخن بگوییم.
3- رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص 31؛ نهجالولایه، ص 62.
4- حدیث قدسی به احادیثی گفته میشود که سند آن توسط هر یک از معصومان علیهمالسلام به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و از ایشان به جبرییل و از جبرییل به خداوند تبارک و تعالی میرسد، که گوینده اصلی آن خداوند است.
5- مفاتیح الجنان، ص 829.
6- «فأسل اللّه الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم اَنْ یجعلنی معکم فیالدنیا و الآخرة»؛ «از خداوندی که به من معرفت شما [حسین علیهالسلام و اهل بیت علیهمالسلام [ وشناخت یاران شما را عنایت فرمود و نعمت برائت از دشمنانتان را روزیم گردانید، میخواهم که مرا در دنیا وآخرت با شما محشور فرماید.»
قصه ماست که در هر سر بازار بماند...
علیابنابیطالب علیهالسّلام به میثم گفت:
بعد از من دستگیر خواهی شد و بر سر دار خواهی رفت. پس از سه روز از بینیات خون جاری میشود که محاسنت را سرخ خواهد کرد! تو در کنار خانه عمرو بن حریث، از آن ده نفری خواهی بود که به دار آویخته میشوند. چوبه دار تو از همه آنها کوتاهتر است. سپس حضرت آن نخله را به وی نشان داد و فرمود: تو را بر آن به دار آویخته خواهی شد.
وقتی به عمروبن حریث به فرماندهی نظامی کوفه منصوب شد، میثم به وی میگفت: من به زودی همسایه تو خواهم شد؛ حق همسایگی را برای من به جای آورد.
عمرو به او میگفت: میخواهی خانه ابن مسعود را بخری یا خانه ابن حکیم را؟!

(۲)
مردان زیادی از بنیاسد زیر سایهبانی جمع بودند و گفتگو میکردند تا اینکه دو سوار آشنا، با طمانینه در میانه خیابان به هم نزدیک شدند تا جایی که گردن اسبهایشان در کنار هم قرار گرفته بود.
حبیب بن مظاهر به میثم گفت:
پیرمردى کچل و درشت اندام را در مقابلم میبینم که بازار هندوانه میفروشد. او را بر سر دار میبینم که به خاطر دوستی اهل بیت رسول الله شکمش را میدرند!
میثم به حبیب بن مظاهر گفت:
مردى سرخ گونه را با گیسوانى بافته در مقابلم میبینم که در راه یاری فرزند رسولالله کشته میشود و سر او را در کوفه میچرخانند!
سپس از یکدیگر جدا شدند.
بنی اسد گفتند: دروغگوتر ازاین دو یار علی ندیدیم!
دقایقی نگذشت که رشید هَجَرى در رسید. به دنبال حبیب بن مظاهر و میثم تمّار بود.
گفتند: همین جا بودند؛ خیالبافیهای خود را برای هم تعریف کردند و رفتند! آنگاه سخنان میثم و حبیب را برای رشید بازگو کردند.
رشید گفت: خدا رحمت کند میثم را! فراموش کرد که بگوید که برای سرِ حبیب صد درهم بیش از آنچه انتظار مى رود، جایزه میدهند!
این را گفت و رفت. و بنی اسد گفتند: رشید؛ این شیعه علی از آن دو نفر دروغگوتر و خیالبافتر است!
(۳)
میثم را دستگیر کردند و نزد ابن زیاد آوردند.
والی کوفه طعنه زد: کجاست این خدای تو؟
میثم گفت:
در کمین ستمگران، که تو نیز یکی از آنانی.
ابن زیاد به او گفت: تو باید از علی بدگویی کنی و الا دستت و پایت را قطع میکنم و تو را به دار میآویزم.
میثم گریست. و گفت:
از تهدیدهای تو نمیترسم. از این میگریم که آن روز که مولایم به من خبری غیبی داد، کمی شک بر دلم افتاد.
ابن زیاد گفت: مگر مولای تو چه گفته؟
سپس میثم خبر را بازگو کرد. ابن زیاد گفت:
برای اینکه کلام مولایت را ضایع کنم، دست و پایت را قطع میکنم. اما زبانت را میگذارم تا دروغ تو و مولایت را آشکار کنم!
سپس دست و پای میثم را قطع کردند و او را بالاتر دار بردند. نزدیک خانه عمرو بن حریث.
(۴)
او در بالای دار فریاد میزد:
ای مردم هر کسی میخواهد احادیث علی علیهالسّلام را بشنود جلو بیاید.
مردم گردش جمع شدند.
عمرو بن حریث به عبیدالله بن زیاد گفت: میترسم او دلهای مردم کوفه را دگرگون کند و آنها بر علیه تو خروج کنند.
عبیدالله دستور داد تا زبانش را قطع کنند.
و میثم به شهادت رسید.
خرقه پوشان دگر مست گذشتند و گذشت - قصه ماست که در هر سر بازار بماند
انقلابی برخاسته از خداآگاهی
* مهدی جمشیدی؛ محقق و پژوهشگر/انتهای متن/