دینانی به روایت دینانی

"عماریون"-
آنچه که می خوانید حاصل گفتگویی با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در باب
آثار ایشان است که سال گذشته در ویژه نامه بهاری هفته نامه پنجره به چاپ
رسید . در این گفتگ استاد دینانی خود به توصیف آثارشان نشسته اند.
کتاب های استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی تا کنون از طرق مختلفی مثل رسانه ها یا متخصصان و اهل فن مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما اهمیت این متن این است که از زبان خودشان دلایل اهمیت برخی از آثارشان را بشنویم. با توجه به اینکه زمان طولانی از انتشار برخی از آن ها می گذرد، این بررسی و شنیدن سخنان ایشان مطلوب تر است
6 کتابی که ایشان مورد بررسی قرار داده اند عبارتند از؛ قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، ماجرای فکر فلسفی در اسلام، دفتر عقل و آیت عشق، خواجه نصیرالدین فیلسوف گفتگو، فلسفه و ساحت سخن.
قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی
اگر از من بپرسید مهم ترین اثرتان پس از گذشت این سال ها چیست؟ من مهم ترین تألیفم را
نخستین
اثرم یعنی کتاب «قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی» می دانم. قبلا این اثر
در سه مجلد و اکنون در دو مجلد چاپ شده است. این کتاب را من قبل از انقلاب
نوشتم و البته بعد از انقلاب هم تجدید چاپ شد. این نخستین کتابی بود که من
به طور رسمی تألیف کردم و اکنون بعد از گذشت حدود چهل40 سال از زمان تألیف
آن، من این اثر را مهم ترین اثر قلمی خودم می دانم. زمانی که می خواستم این
اثر را تألیف کنم تصمیم داشتم درباره چهارصد قاعده فلسفی بنویسم، که این
قواعد را از تمام کتب فلاسفه پیشین استخراج کرده بودم. اما این قواعد را به صد و پنجاه قاعده تقلیل دادم که به نظرم حتی می توان این قواعد را کمتر و کمتر نیز کرد تا حدی که می توان آن ها را حتی به یک قاعده تقلیل داد و آن اصل «امتناع اجتماع نقیضین» است. اما از آن جایی که دیدم این صد و پنجاه قاعده بسیار مهم و برای خوانندگان بسیار کارآمد است، همه آن ها را در کتاب آوردم. آنچه که در این اثر درباره این صد و پنجاه قاعده آمده این است که این قواعد خودشان از چه قواعد یا اندیشه هایی دیگری ناشی شده اند، آن ها مبتی بر چه اصولی هستند و چه اصولی بر آن ها مترتب است. به نظرم این کتاب برای دانشجویان فلسفه اسلامی و بهتر بگویم تمام علاقمندان به فلسفه مفید است. زیرا قاعده فلسفی اسلامی و غیر اسلامی یا شرقی و غربی ندارد. قواعد فلسفی جهان شمول و بدون زمان و مکان هستند. قاعده عقلی همیشه قاعده عقلی است. این ها صد و پنجاه تا از مهمترین قواعدی اند که عقل بر آن ها حاکم است. به نظر من مهمترین کاربرد این کتاب ها در کل فلسفه است. اگر بخواهم اهمیت این قواعد فلسفی را بیان کنم از مثالی استفاده می کنم، اگر برای کل فلسفه جهانی در طول تاریخ اندیشه پیکری قائل شویم، این قواعد به منزله سلسله اعصاب این پیکر هستند و هرکس برای آشنایی با این پیکر باید به سراغ مطالعه این قواعد برود. سعی من در این کتاب این بوده است که مطالب را تا حد ممکن ساده کنم تا کاربرد و استفاده از آن همگانی تر شود. اگر کسی اندکی اطلاعات فلسفی و آشنایی با مقدمات فلسفه داشته باشد به راحتی می تواند از این کتاب استفاده کند.
ماجرای فکر فلسفی در اسلام
کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام و کتاب دفتر عقل و آیت عشق به نحوی به یکدیگر وابسته اند.
هر
کدام از این دو کتاب سه جلدی و به موازات هم هستند. در کتاب ماجرای فکر
فلسفی در اسلام من به سراغ پاسخ این پرسش رفتم که از آن جا که همواره بین
فلسفه و دین درگیری وجود داشته است. البته این درگیری وابسته به اسلام نیست
بلکه همیشه بین متشرعان، متکلمان ادیان مختلف حتی مسیحی و یهودی با
فیلسوفان نزاع و درگیری وجود داشته است. این درگیری در بین متکلمان دین اسلام با فیلسوفان بسیار آشکار تر است که می توان به بحث های کلامی اشاعره اشاره کرد و یا از کتاب معروف تهافت امام محمد غزالی که در رد فلسفه نوشته و فلسفه را کفر می داند، یاد کرد. البته غزالی تا حدی از مواضع خود عقب نشینی کرد؛ اما بقیه متکلمان که حتی این کار را هم نکردند. اما من در کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام به این موضوع پرداختم که درگیری و نزاع طولانی متکلمان و فلاسفه بر سر چیست؟ چرا درگیرند؟ مسائل شان چیست؟ من برای کتاب عنوان «ماجرا» را انتخاب کردم ، تا نشان دهم این ماجرا همواره بوده و هست و تمام نمی شود و تا زمانی بشر به حیاتش ادامه می دهد، متکلمان با پیش فرض های دینی شان و فیلسوفان با افکار آزادشان وجود دارند و به طور پیوسته با یکدیگر درگیرند.
شاید چرایی این درگیری را همه به اجمال بدانند اما من در این سه جلد به تفصیل و در حد توانم و البته به زبان ساده به این چرایی پرداخته ام. مثلا نشان دادم که ابن تیمیه چه می گوید و ابن سینا چه پاسخی به او می دهد. بعد از اینکه من به جنگ فیلسوفان با متکلمان پرداختم، متوجه شدم که فیلسوفان فقط با متکلمان در جنگ نیستند بلکه آن ها با عرفا هم در حال نزاع هستند و بررسی این موضوع کتاب دفتر عقل آیت عشق را به همراه آورد.
دفتر عقل و آیت عشق
فیلسوفان باید در حوزه دیگری هم بجنگند و آن نزاع با عرفاست. برخی عرفا عقل را «پتیاره» می داند و می گویند: پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود و در مقابل فلاسفه در دفاع از عقل و مواضع عقلی
خود
پایدار مانده اند. البته به نظر من جنگ فیلسوفان با متکلمان جنگ جدی تر و
شدیدتری است، درحالی که جنگ فیلسوفان با عرفا جنگ زرگری است! عرفا ازعشق
سخن می گویند و البته اساس عالم بر عشق و محبت است. از دیگر سو فلاسفه از
عقل دفاع می کنند. من در کتاب دفتر عقل و آیت عشق کوشیده ام نشان دهم که واقعا دعوای بین عقل و عشق وجود ندارد. من به این موضوع پرداخته ام که عقل رها، عقل آزاد اندیش و نه عقل معاش، عقلی که از قیود رهاست نه تنها بدون عشق نمی تواند باشد، بلکه عشق هم بدون عقل هیچ و پوچ است. اگر عشق را از عقل بگیریم دچار امور دنیوی می شود و اگر عقل را از عشق بگیریم دچار خریت می شود. عامدانه این را می گویم چون عشق غریزه جنسی نیست. عشق غریزه جنسی را در خود هضم می کند زیرا عشق معنایی دارد که از غریزه فراتر می رود. من در این کتاب کوشیدم ثابت کنم که عشق غریزه جنسی نیست و عقل هم بدون عشق متوقف می ماند. آن جا من از عقل مست نام برده ام. اساس اندیشه من در کتاب دفتر عقل و آیت عشق این است که جنگ بین عرفا و فلاسفه اساسا جنگ واقعی نیست و توهم جنگ است زیرا عقل و عشق با هم همراهند.
خواجه نصیرالدین فیلسوف گفتگو
این کتاب هم ادامه دهنده اندیشه مرکزی من یعنی عقل و جایگاه عقل است. من در این کتاب گفته ام که اساسا
گفتگو
صرفا بین دو فیلسوف اتفاق می افتد و هرگز و بین دو متکلم یا دو سیاستمدار و
یا دو بازرگان صورت نمی گیرد. در واقع این افراد در پی گفتگوی اصیل نیستند
بلکه در پی محکوم کردن یکدیگرند و مشخص است که این گفتگو بی نتیجه می ماند
زیرا یا یکی از طرفین دیگری را محکوم یا ساکت می کند یا با خشم و عوا به
پایان می رسد؛ در حالی که مسأله اساسا حل نشده است.بنابراین گفتگوی واقعی بین دو فیلسوف اصیل و نه فیلسوف نما اتفاق می افتد. یعنی بین دو فیلسوفی که می توانند از خود کناره بگیرند، پیش فرض های شان را تعلیق کنند یا در پرانتز بگذارند و سپس با عقل رها و آزاد اندیش به گفتگوی واقعی بپردازند. وقتی توانستند که بدون پیش فرض به اندیشه یکدیگر گوش دهند، آن وقت می توانند به فایده و نتیجه برسند. این کار فلسفه است و من در این کتاب نشان داده ام که خواجه نصیرالدین طوسی یکی فیلسوفان اصیلی است که در زندگی اش همواره اهل گفتگو بوده است.
افراد و موضوعاتی که خواجه به سراغ آن ها رفته در این کتاب نشان داده شده است. می توان گفت تمام حرف های خواجه به نوعی گفتگوست که یا در قالب کتبی و یا شفاهی انجام شده است. خواجه گاه با فیلسوفان و گاه با متکلمان گفتگو کرده است. به نظر من، ما اگر خواجه را نداشتیم هیچ چیز نداشتیم. اگر خواجه نداشتیم، ملاصدرا هم نداشتیم. خواجه نصیرالدین طوسی بود که کلام را از حالت خشکی به در آورد و آن را فلسفی کرد. هر چند عده ای این کار خواجه را به نوعی ضعف برای او تلقی می کنند اما من این موضوع را دقیقا نقطه قوت او می دانم. هیچ کس قبل از خواجه چنین نکرده بود و ملاصدرا نتیجه این نوع تفکر خواجه است. من این موضوعات را به صورت مبسوط در این کتاب نگاشته ام.
فیلسوفان یهودی و مسأله بزرگ
موضع فیلسوفان ما در برابر دین مشخص بود، اما من می خواستم موضع فیلسوفان یهودی را برابر دین بررسی کنم.
فیلسوفان یهودی در مقایسه با فیلسوفان مسیحی چه در گذشته و چه در حال، فیلسوفان بسیار بزرگتری بوده و هستند. ریشه این موضوع هم تا حدی به مسأله مخالفت دین مسیحیت با عقل استدلالی بر می گردد. من در کتاب فیلسوفان یهودی و مسأله بزرگ به این موضوع پرداختم که فیلسوفان یهودی چه واکنشی نسبت به دین یهود و تورات داشته اند.
با اینکه قبل از اسلام ما فیلسوفان یهودی بسیار بزرگی داریم، اما من در این کتاب نشان دادم نود درصد فیلسوفان یهودی بزرگی که پس از اسلام ظهور کرده اند، کاملا متأثر از فیلسوفان اسلامی مخصوصا فارابی، ابن سینا و ابن رشد هستند. البته حرف های تازه ای هم دارند اما اصول بنیادین افکارشان تحت تأثیر فیلسوفان اسلامی است.
مسأله بزرگ هم دین و عقل و رابطه این دو با هم است. تا جایی که تاریخ بشر نشان می دهد، دین در اشکال مختلف وجود داشته است و بشر هم همواره عقل داشته است.
من در این کتاب کوشیدم نشان بدهم که این تعارض بین عقل و دین وجود دارد یا خیر؟ و اگر هست چگونه حل می شود؟ به نظر من این بزرگترین مسأله بشر خواهد بود.
اینکه انسان دو چیز دارد یا یک هویت بیشتر ندارد، فکر اساسی و مرکزی من است که به نوعی در تمام کتاب هایم تکرار شده است.
فلسفه و ساحت سخن
این کتاب ناظر به بحث های فلسفه های آنالیتیک امروز است. امروز آخرین نحله های فلسفی که جدیدترین حرف ها را می زنند، فلسفه های تحلیلی و فلسفه های تحلیل زبانی هستند.
با اینکه سخن بسیار اهمیت دارد ولی فیلسوفان تحلیل زبانی همه چیز را به سخن تقلیل می دهند و سخن را در مصداق جستجو می کنند.من در کتاب «فلسفه و ساحت سخن » این اندیشه را پی می گیرم که صدها برابر جدی تر از سخنان فیلسوفان تحلیلی دراندیشه فیلسوفان ما بوده است ولی گذشتگان ما این سخنان را استخراج نکرده اند. به نظر من ویتگنشتاین باید جلوی فارابی زانو بزند و تلمذ کند زیرا فارابی بسیار پیش تر از او این سخنان را گفته است. مهمترین کتاب فارابی در این حوزه کتاب الحروف است و به نظر من هزار سال است که این کتاب به طور جدی خوانده نشده است. مهمترین سخنان درباره زبان و نقش زبان در اندیشه را ابتدا فارابی و سپس ابن سینا گفته اند.
اما ویتگنشتاین بحث های زبانی را به مصداق تنزل داده است؛ و می پرسد ما باید معنی را از مصداق استخراج کنیم یا مصداق را از معنی؟ فلسفه تحلیل زبانی بر این نظر است تا مصداق نداشته باشیم، معنی و مفهوم بیهوده است. درحالی که فیلسوفان اسلامی می خواهند از مفهوم و معنی به سراغ مصداق بروند. هر چند من در این کتاب تطبیقی صحبت نکرده ام، اما می توان اندیشه های دو گروه مورد بررسی من یعنی فیلسوفان اسلامی و فیلسوفان تحلیلی را در این اثر مقایسه کرد و تفاوت میان اندیشه های آنان را ملاحظه کرد. من در این کتاب نشان داده ام که ساحت سخن برای فیلسوفان اسلامی چه بوده و چه جایگاه پر اهمیتی داشته است.
توصیه ای به نسل جدید علاقمند به فلسفه
نسل جوان اطلاعات فراوانی دارد و این امر در تاریخ ما بی سابقه است. درهیچ دوره ای از تاریخ جوانان به اندازه زمان حال با اطلاعات نبوده اند. اما این کثرت اطلاع آنقدرها هم خوب نیست. مثلا نسل جوان بیشتر رمان می خوانند چون ساده تراست و تفکر عمیق کمتری می طلبد. همان طور که داشتن اطلاعات برای زندگی در دنیای امروز لازم است به ژرفا رفتن و تفکر عمیق داشتن هم بسیار ضروری است. ما می بینیم وقتی کتاب سنگین تر و عمیق تر است، خوانندگان کمتری دارد.
من ادعا نمی کنم که کتاب های من بسیار عمیق اند، اما از آن جایی که مسائلی که من به آن ها پرداخته ام مسائل عمیقی هستند، آشکار است که کتاب ها نیز به تبع مسائل عمیق هستند و این باعث می شود که خوانندگان کتاب هایی از این دست کم باشند. البته همان خواننده های کم هم کافی هستند چون اگر یک نفر کتاب مرا بخواند و همان یک نفر عمیق بخواند، برای من کافی است. بنابراین من به جوانان توصیه نمی کنم که حتما بروند و کتاب های مرا بخوانند چون کثرت اصلا برای من مهم نیست اما به آن ها می گویم درست که داشتن حجم وسیعی از اطلاعات بسیار مهم است ولی اقیانوسی به عمق یک سانتی متر اصلا کافی نیست و باید تلاش کنند که ژرفانگر باشند و به عمق فرو روند.
منبع: سرویس فرهنگی «فردا»
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۰/۰۴ ساعت 23:6 توسط شهریاران فرهنگ
|